علم و عالم از نظر پیامبر اعظم صلوات الله علیه

بسم الله الرحمن الرحیم

چكيده

عنوان نگاه به «علم و عالم» مطلبي است كه امروزه از منظرهاي مختلف به آن نگريسته مي شود. زيرا يكي از نيازهاي اصلي براي پيشرف به سوي جامعه متعالي است. اگر اين نگاه از منظر پيامبر اعظم(ص) باشد اهميت قوق العاده اي در ميان پيدا مي كند، چرا كه وي اولين رهبر اسلام است. احاديثي بسيار با ارزشي از آن بزرگوار در نهج الفصاحه، اصول كافي و ديگر كتاب هاي مرجع وجود دارد كه عمل به يكي از آن ها براي مسلمين كافي است تا به علم اهميت زياد دهند، و به دنبال كسب علم بروند. و خودشان را به بالاترين سطح علمي جهان برسانند. متاسفانه آن احاديث مثل يك گنج پنهان، بدون استفاده مناسب در لابلاي كتاب ها مانده است. اگر مسلمانان در طي قرون گذشته به اين توصيه هاي گوهر بار عمل مي كردند، وضعيت مسلمانان چنين نمي شد كه هست.

مسلمانان جهان بايد از اين احاديث شريف و گوهربار نهايت استفاده را نمايند. به علم اهميت زيادي قايل باشند، و به صورت جدي به دنبال يادگيري علم بروند، و با عمل به آن ها، با توجه به الگوهاي بسيار با ارزشی که داريم، شاهد بيداري جهانيان و صلح و صفا در سايه علم و عرفان باشيم.

وقتي كه به مسايل مربوط به علم و عالم از نگاه پيامبر اعظم(ص) مي نگريم، انسان حيرت زده مي شود كه چقدر آن بزرگوار به علم و عالم اهميت مي داد. و چقدر به كليات و جزئيات اين مساله توجه نموده است: به علم، علوم سودمند، زيان آور، انتشار علم، عالم، عالم با عمل، بي عمل، زندگي و مرگ عالم، حق عالم، هم نشيني با علما، پرسش از عالم، دوستدار علم، علم آموز، نهي از جهل گويي، علم گم شده مومن و...

از اولين روزهاي دعوت پيامبر اعظم(ص) محور اصلي تبليغ آن حضرت، زدودن زنگار از عقل هاي انسان هايي بود كه به علت اعتقادات خرافي راه هر گونه علم آموزي، تحقيق، تفكر و مناسبات عقلاني را برخود بسته بودند. پيامبر اعظم(ص) بعد از دعوت به یكتا پرستي، سعي فراوان نمود تا باب علم، تحقيق و رجوع به عقل و ادراك را در ميان مسلمانان رواج دهد.

از نظر پيامبر اعظم(ص) علم بدون تربيت مقامي ندارد. زيرا در بيشتر احاديث به نوع استفاده از علم تكيه زياد مي فرمايند. بيشتر دانشمندان نيز معتقدند كه اگر علم بدون تهذيب باشد، قساوت مي آورد. «چنان چه شهيد(ره) در منيه مي فرمايد: علم بدون تربيت براي انسان قساوت مي آورد.»

اين قلم خيلي ناتوان تر از آن است كه از «اداي حق مطلب» سر فراز بيرون آيد، اما اين توان را دارد كه مساله را مطرح نمايد تا اهل علم و قلم بهتر، رساتر، گوياتر و پخته تر مساله«علم و عالم از نگاه پيامبر اعظم(ص)» به اطلاع تشنگان معارف ناب محمدي برسانند.

به نظر مي رسد يكي از وظايف مهم روحانيت و اهل منبر اين است كه ديدگاه پيامبر اعظم(ص) در رابطه با علم و عالم را مثل ديگر مسايل به اطلاع پامنبري ها و ديگران برسانند.

يكي از وظايف مهم ما مسلمانان اين است كه ديني را كه پيامبر اعظم(ص) آورده است درست به جهانيان عرضه كنيم كه هيچ نشاني از خرافه و امور غير عقلاني در آن مشاهده نشود.

خلاصه اين كه نظر دين اسلام و رهبران اصلي آن(پيامبر اعظم(ص) و ائمه طاهرين(ع)) در مورد علم و عالم مثبت و بسيار بالنده بوده، و در مورد يادگيري علم سفارش هاي زيادي نموده اند، حتي پيامبر اعظم(ص) يادگيري علم را برای مسلمین واجب دانسته اند. و به عالمان با عمل احترام زيادي قايل شده اند و حتي آنان را وارثان خود دانسته است.

اميدواريم اقدامات جمهوري اسلامي ايران در اين زمينه به بار نشيند، و شاهد شكوفايي علم در كشور مان و ديگر كشورهاي اسلامي باشيم.

مقدمه:

بدون هیچ گونه شکی، علم و عالم در سعادت و رستگاري انسان ها نقش به سزائی داشته و دارد. متاسفانه در جوامع کنونی غربی، به علمي كه زاده عقل بشري است. اهميت زيادي مي دهند، تا جايي که علم را به جاي خدا نشانده اند.

مطالعه در سیر حرکتی این جوامع به وضوح نشان گر آن است که این انسان نه تنها پله های پیشرفت و ترقی را طی نکرده است، بلکه خود را گام به گام به منجلاب تباهی و نابودی کشانده و با تمام پیشرفت های علمی و صنعتی راه شقاوت و بدبختی را طی می نماید. علم و صنعت اگر چه باعث آسایش و راحتی زندگی بشر مي شود، ولی از طرف ديگر باعث خوشبختی و آرامش روحي و رواني واقعی او نمی گردد.

روگردانی از ارزش های اصیل انسانی و حاکمیت بی بند و باری علمي در جوامع کنونی غربي باعث شده که روز به روز بر تیرگی دل ها افزوده شده، و نور معنویتي که سبب روشنائی دل ها و مایه آرامش قلب های بشری مي شود از بین برود.

تربیت علمي انسان بر مبنای آموزه هاي الهی امري جدی و حیاتی است که در جوامع دین گریز بشر امروزی به فراموشی سپرده شده است. و تمام گرفتاری ها و نابسامانی ها و جنگ های ویرانگر بشریت ناشی از غفلت انسان در امر تربیت و حركت به طرف علم الهي است.

اگر علم الهي که لازمه حیات سالم انسانی است به دست فراموشی سپرده شود، علم بجاي راهنماي انسان و انسانيت، تبديل به سلاح هاي كشتار جمعي و كشاندن انسان به سوي ابتذال مي شود. به همين خاطر دل ها در ظلمتی عمیق فرو مي رود. ظلمتی بر تمام ابعاد زندگی بشر افكنده مي شود، در نتيجه افراد جامعه دوچار امراض روحی و روانی گشته و روز به روز هم بر دامنه آنها افزوده می گردد. حرکت سریع به سوی انحطاط علمي در این نوع جوامع به حدی تند شده که صدای عده کثیری از اندیشمندان و متفکران خود آن جوامع هم در آمده است. این حقیقت تلخی است که انسانیت و اخلاق فاضله انسانی در تمدن جدید به روش غربي به قربان گاه سپرده مي شود.

لازم به توضيح است که این نابسامانی ها مختص جوامع غربی نبوده، بلکه این مشکلات و بی توجهی ها به سازندگی علمي در جوامع شرقی و اسلامی هم که كوركورانه از روش ها و ارزش های زندگی غربی پیروی می نمایند و آیین پاک و ناب خود را به فراموشی سپرده اند، نیز دیده می شود. این نابساماني ها به خاطر آن است که بعضي از مسلمانان و جوامع مسلمان نشين به جای این که اعمال و رفتارشان را بر اساس تعلیمات پيامبر اعظم(ص) تنظیم نمايند، سعی مي نمايند که تعالیم دینی را طبق امیال و هوس هایشان ارايه نمایند. و این كار بزرگترین ستمی است که مسلمین مسووليت ناپذير در حق دین اسلام و خود روا داشته اند. لذا احیای علم به وسيله عالمان اسلامي امري ضروري است. كه شرط لازم برای سربلندی و عزت مردم جهان، به ويژه مسلمين محسوب می گردد.

جامعه وقتی به پیشرفت و تعالی می رسد که علاوه بر داشتن حکومتی الهی، حاكم و مردم به علم و عالم احترام خاص بگذارند تا آن ها مثل چراغ هاي راهنما، هدايت تک تک افراد جامعه را به سوي قله هاي رفيع انسايت هدايت نمايند.

اسلام به عنوان یک دین كامل و جامع و صاحب نظر در تمام امور زندگي انسان، بهترين راه کمال انسان ها ارائه نموده است. برنامه هايي كه سرآمد برنامه هاي به اصطلاح مدرن جهان است. اسلام راه و رسم کامل و جامعی برای تمام ابعاد و مراحل زندگی انسان دارد. اسلام الگو های بی نظیری مانند پیامبر اعظم(ص) و ائمه معصومین(ع) و صالحان دارد، كه برنامه هاي اسلام را عملا اجرا نمودند.

محمدابراهيم پاكروان

 

 

 

نياز بشريت به يك الگوي كامل

 

آقاي عباس عزيزي در مقدمه كتاب سنن النبي در مورد الگو بودن پيامبر اعظم(ص) بيان كردند:«ما[مسلمانان] اگر بخواهيم شيوه صحيح زندگي كردن را بياموزيم، بايد به سيره پيامبر اكرم(ص) و ائمه طاهرين(ع) اقتدا كنيم.

 

انسان اگر به سيره و رفتار و ايده خود و كسان ديگري كه نظير خود اويند، نگاه كند، هرگز راه به جايي نمي برند كه هيچ؛ بلكه امكان دارد به گمراهي نيز بيافتند. خداوند آن روز را نياورد كه الگوي ما الگوهاي غربي و غير اسلامي باشد. ما به عنوان مسلمان و شيعه بايد به فرمان الهي گوش فرا داده و بنا به فرموده خدا در قرآن كه رسول خدا را به عنوان الگويي نيك و اسويي حسنه معرفي كرده است، حضرت رسول(ص) را مقتداي خود قرار داده و بر همه لازم است كه به سيره پيامبر اكرم عمل كنند.» در همان جا حديثي از امام صادق(ع) نقل مي نمايد كه آن حضرت مي فرمايد:«بر هر فرد مسلماني لازم است كه به سيره رسول خدا عمل كند»

 

در مقدمه كتاب اخلاق نبوي آمده است:« برترين چهره و كاملترين الگوي اخلاقي كه در اسلام داريم، وجود مبارك حضرت رسول(ص) است. او كه صاحب دعوت و باني مكتب و معلم اخلاق بود، در وجود خويش نيز، ارزش هاي اخلاقي را در بالاترين درجه محقق ساخته بود و خود «اسلام مجسم» و «قرآن ناطق» محسوب مي شد.

 

الگوي تربيتي و سازنده «نبوي»، مدل انسان سازي و سرمشق يك حركت تهذيبي و سلوك متعالي اخلاقي است و هر كس كه در صدد يافتن برنامه براي «چگونه بودن» و «چگونه زيستن» است، بايد به اين سرمشق بنگرد و به اين «اسوه» تاسي جويد. الگو بودن پيامبر(ص) را در علم، اخلاق و زندگي و معاشرت و در همه زمينه ها به حساب بياورد. قرآن كريم حضرت محمد(ص) را چنين معرفي مي فرمايد:«لقد كان لكم في رسول الله اسوه حسنه»: رسول الله براي شما اسوه و سرمشق خوبي(مناسبي) است.

 

پيامبر اعظم(ص)، ادب شده پروردگار است(ادبني ربي فاحسن تاديبي). كسي هم كه بخواهد با معيارهاي الهي تربيت شود، الگو را بايد از پيامبر اعظم بگيرد و رفتار و زندگي خويش را با آن حضرت وفق دهد و هماهنگ سازد»

 

الگوي علمي، تربيتي و سازنده خداوند، در رفتار و گفتارهاي پيامبران متجلي است، مخصوصا در رفتار و گفتار آخرين فرستاده اش حضرت محمد(ص).

 

گوشه هايي از اخلاق پيامبر اعظم كه در كتاب اخلاق نبوي آمده است به صورت فهرست وار عبارتند از: رسول خدا(ص) مهربان بود، به عهد خود وفا مي كرد، در كارها صبر و استقامت داشت، بخشنده بود، سعه صدر داشت، سخاوت مند و با ادب بود، اهل دعا كردن بود، زيبا سخن مي گفت، خنده رو بود، به ديگران كمك مي كرد، متواضع بود، نظافت را رعايت مي كرد، و... كه هر كدام مي تواند در زمنيه اي خاص الگو قرار گيرد.

 

در اين نوشته سعي مي كنم به يكي ديگر از مسايل مطرح در جامعه، يعني علم و عالم بپردازم، آن هم از نگاه پيامبر اعظم(ص)، تا قدمي باشد در شناخت الگوي كامل انسانيت، حضرت محمد(ص) آخرين فرستاده خدا.

 

 

 

 

مبارزه با توطئه های خطرناك

 

معتقدم: تا زماني كه مسلمانان به تمام دستورات و رهنمودهاي پيامبر اعظم(ص) كه بر گرفته از وحي مي باشد، عمل نكنند، و بعضي از دستورات الهي را بر بعضي ديگر ترجيع دهند، جامعه اسلامي از پيشرفت مناسب برخوردار نخواهد بود. زماني كه افراد جامعه به تمام رهنمودهاي آن حضرت عمل نمايند، جامعه اسلامي مراحل رشد و شكوفايي را به سرعت طي خواهد كرد. و مسلمانان علوم زمانه را به قبضه در خواهند آورد و سرآمد و الگو مناسب براي ساير جوامع خواهند شد. اما تا زماني كه بعضي از رهنمودهاي آن حضرت از بعضي ديگر پررنگ تر رواج پيدا مي نمايد، مخصوصا آن رهنمودهايي كه سود و پاداش فردي دارد، جامعه با ركود همراه خواهد شد.

 

يكي از نقشه هاي استعماري از اول اين بوده و هست كه اسلام را به صورت یک سلسله عبادات و تشریفات ديني معرفی نمایند. سيد قطب در این باره می نویسد:«اكنون قرن هاست كه دشمنان اسلام كوشش و جديت خود را در اين راه صرف مي كنند كه اسلام را فقط به صورت يك اعتقاد دروني و يك سلسله عبادات و تشريفات در آورند و نقش سازندگي اجتماع و رهبري نيروهاي انساني را(كه بزرگ ترين خاصيت اين آيين مقدس است) از آن گرفته و آن را از شكل واقعي و طبيعي خود در آورند و از مسير و وظيفه اصلي منحرف سازند»

 

یکی دیگر از توطئه های خطرناک دشمنان این است که اسلام را مخالف علم و دانش معرفی کنند. وظیفه ماست که با اطلاع رسانی مناسب جلوی این گونه توطئه ها را بگیریم.

 

تعريف علم:

به نظر می رسد، علم نوعي استدلال منطقي براي توصيف، تفسير، توضيح، تبيين و شناخت پديده ها و واقعيت هاي موجود در عالم خلقت است که همراه با مشاهده و تحلیل می باشد. به وسيله علم مي توان موجودات جهان را استدلالي دسته بندي، و قوانين و روابط حاكم در بين آن ها را شناسايي كرد. كه نتيجه آن ساده شدن انجام كارها و شناخت پديده هاست. به وسيله علم مي توان در مورد جهان مادي قضاوت كرد كه چگونه هست و چه صفاتي دارد. و چگونه نيست چه صفاتي ندارد. هر دانشمندي بنابر اطلاعات زمان خود و تحقيقاتش نظريه هاي داده كه تا زمان بطلانش، كاربرد داشته است. اما نظریه هایی که منطبق بر آیات الهی است، بطلان ناپذیر است.

يكي از صفات مهم مسايل علمي آزمون پذيري است و اين آزمون مي تواند در زمان هاي مختلف نتيجه يكسان داشته باشد. و هر كس آن آزمايش ها انجام دهد، همان نتيجه را مي گيرد. يكي ديگر از صفات مسايل علمي«تكرار پذيري» است، يعني مسايل علمي يك بار اتفاق نمي افتد. چندين بار هم مي توان تكرار كرد. و همان نتيجه را گرفت. يكي ديگر از صفات مهم مسايل علمي استدلالي بودن آن است. هر كس راه استدلال را ياد بگيرد، مي تواند به نتيجه مورد نظر برسد. يكي ديگراز صفات مهم مسايل علمي قابل مشاهده بودن هستند. و هر كس مي تواند مراحل انجام را مشاهده كند و به نتيجه مورد نظر برسد. يكي ديگراز صفات مهم مسايل علمي پيش بيني نتيجه با توجه به مقدمات است. اگر مقدمات تغيير كند، نتيجه هم تغيير خواهد كرد.

فكر، گفتار و رفتار پيامبر اعظم(ص) علمي است، آن هم از نوع مطلوب، حضرت آيت الله خامنه اي، رهبر انفلاب اسلامي مي فرمايند:«در پيامبر اعظم(ع)، علم همراه اخلاق هست.»

برای اطلاعات بیشتر، چند تعریف از علم كه در بین بزرگان رواج دارد، آورده می شود:«علم عبارت است از: حقيقت، و معرفت، و يقين و ادراك. و به همين جهت است كه گفته اند:«علم، ادراكي است جازم و قطعي كه مطابق با واقع باشد. يا عبارت است از ادراك شيء بطور حقيقي. علم به معني مطلق، ادراكي است كه شامل تصور و تصديق مي باشد. و دانشمندان گفته اند كه:علم، حصول صورت شيء است در عقل.»

«علم، نظامي است كه بر واقعيات بنا شده است.»

«علم حقايقي است كه در نفس لمس و احساس مي شود. براي دست يابي به علم بايد به مشاهده و تحليل پرداخت. و آن چه [در اين جا] مهم است دست يابي به تحليل هاست كه در نتيجه آن، لمس و احساس واقعيات در نفس ايجاد مي شود. دست يابي به حقايق وقتي صورت مي پذيرد كه فرد قدرت استنباط و يا تحليل داشته باشد. قدرت تشخيص و ارزيابي وقتي به دست مي آيد كه فرد با مبدء هستي ارتباط روحي برقرار كند و فقر خود و غناي او را لمس نمايد. دست يابي به سرچشمه هاي خلقت، علم و آگاهي ايجاد مي نمايد.»

«شناسايي با قاعده پديدهاي طبيعي و مطالعه عقلاني روابط بين تظاهرات و خواص اين پديده ها به منظورهاي غير انتفاعي»

«علم معرفتي است منظم كه با روش هاي معيني بدست مي آيد و قوانين يا روابطه پايدار واقعيت ها را بيان مي كند.»

 

ارزش علم و عالم از ديدگاه قرآن

اسلام به علم و عالم اهميت فراواني داده است. چون ريشه علم از جنس فهميدن است. خدا در فرآن با مقایسه مقام کسانی كه می دانند و کسانی که نمی دانند، می فرماید:«هل يستوي الذي يعلمون و الذين لايعلمون» آيا برابرند كساني كه مي دانند با كساني كه نمي دانند.

عالم ازنظر قرآن كريم كسي است كه مي داند، و به دانسته هايش عمل مي نمايد. كساني كه به مرتبه عالم بودن مي رسند تعدادشان بسيار كم است. قرآن هم در چندين آيه اين مطلب را گوشزد مردم مي نمايد، كه اكثريت نمي دانند.«اكثرهم لايعلمون » به همين علت سفارش شده است كه بايد از كساني كه به مرتبه دانستن مي رسند، قدرداني شايسته شود.

 

علم از ديدگاه پيامبر اعظم(ص)

علم از نظر پيامبر اعظم(ص) از اهميت ويژه برخوردار است. مسلمانان جهان بايد از اين احاديث شريف و گوهربار نهايت استفاده را نمايند. به علم اهميت زيادي بدهند، در اين رابطه بايد به دنبال يادگيري علم بروند، و با عمل به آن ها با توجه به الگوهاي بسيار با ارزشی که داريم، شاهد بيداري جهانيان و صلح و صفا در سايه علم و عرفان باشيم.

پيامبر اعظم(ص) درباره علم يادآوري فرموند:«علم آموزيد كه آموختنش كاري نيك است، گفتگو درباره آن تسبيح خداست، بحث و بررسي آن جهاد به شمار مي آيد، آموزشش به آن كس كه نمي داند، صدقه محسوب مي شود. بذل و بخشش آن به اهلش سبب تقرب به خدا مي گردد؛ زيرا معيار شناسايي حلال و حرام است، و دانشجو را به راه هاي بهشت مي كشاند و از هراس تنهايي مي رهاند و در غربت دمساز او مي گردد. [علم] راهنماي امور پنهاني است، اسلحه اي است براي مقابله با دشمنان، زيوري است براي دوستان. خداوند به خاطر علم، مردمي را سرفراز گرداند تا جايي كه آنان را در امور خير پيشواي ديگران سازد و از ايشان پيروي شود. و كارهايشان مورد توجه قرار گيرد و آثارشان قابل فراگيري گردد و فرشتگان شيفته دوستي آنانند، زيرا علم، احياگر دل ها و روشنگر ديدگان از نابينايي است و سبب قدرت بدني از سستي و تنبلي مي شود و خداوند دارنده علم را به مقام محبان مي رساند و همنشيني با نيكان را در دنيا و آخرت نصيبش گرداند. در سايه علم، خدا را فرمان برند و پرستش نمايند و در سايه علم، خداشناسي صورت پذيرد و به يگانگي شناخته شود و به وسيله علم صله رحم انجام گيرد...»

وقتي انسان به مسايل مربوط به علم از نگاه پيامبر اعظم(ص) مراجعه مي نمايدد، حيرت زده مي شود كه چقدر آن بزرگوار به علم و اهميت مي داد. و چه قدر به كليات و جزئيات آن توجه نموده است: به علم، علوم سودمند و زيان آور، انتشار علم، دوستدار علم، علم آموز، علم گم شده مومن و... كه هر كدام از عناوين زیر مي تواند به مقاله مستقل تبديل شود. در این نوشته فقط متن احادیث نقل می شود:

 

متن احاديث:

1- اهميت علم

«ان فليل العمل مع العلم كثبر و كثير العمل مع الجهل قليل.» كار اندك كه با علم انجام شود، بسيار است و كار بسيار كه با ناداني انجام شود كم است.

«الغد و الرياح في تعليم العلم افضل عندالله من جهاد.» صبح و شب در كار تعليم علم بسر بردن، نزد خدا از جهاد بهتر است.

 

2- اهميت علم آموزي

«اذا اتي علي يوم لا ازداد فيه علما يقربني الي الله تعالي فلا بورك لي في طلوع الشمش ذالك اليوم.» اگر روزي بر من بگذرد و در آن روز دانشي نياموزم كه مرا به خداوند نزديك كند، طلوع آفتاب آن روز بر من مبارك مباد.

«ساعه من عالم متكي علي فراشه ينظر في علمه خير من عباده العابد سبعين عاما.» يك ساعت وقت عالم كه بر بستر خود تكيه زده و در علم خويش مي نگرد، از هفتاد سال عبادت عابد نيكوتر است.

« طلب العلم فريضه علي كل مسلم و ان طالب العلم يستنفر له كل شيء حتي الحيتان في البحر.» جستن علم بر هر مسلماني واجب است. و همه چيز، حتي ماهيان دريا براي جوياي علم، آمرزش مي طلبند.

«افضل الاعمال العلم بالله ان العلم ينفعك معه قليل العمل و كثيره و ان الجهل لا ينفعك معه قليل العمل و لا كثيره.» بهترين كارها‍ [يادگيري و آموزش علم] خداشناسي است. كاري كه با علم قرين است اندك آن بسيار سودمند است و كاري كه با ناداني قرين است نه اندك آن سود مي دهد و نه بسيار آن.

«ايما ناشيء نشا في طلب العلم و العباده حتي يكبر اعطاه الله يوم القيامه ثواب اثنين و سبعين صديقا.» هر طفلي كه در طلب علم و عبادت بزرگ شود، خداوند در قيامت ثواب هفتاد و دو صديق به او عطا كند.

 

3- راه و روش علم آموزي

«علموا و يسروا، و لا تعسروا و بشروا و لا تنفروا و اذا غضب احد كم فليسكت .» تعليم دهيد و سهل گيريد، و سخت نگيريد، گشاده رويي كنيد و خشونت نكنيد و چون يكي از شما[تعليم دهنده يا تعليم گيرنده] خشمگين شود خاموش ماند[بهتر است.]

«علموا و و لا تعنفوا فان المعلم خير من المعنف» تعليم دهيد و خشونت نكنيد كه آموزگار بهتر از خشونت گر است.

 

4- آفت علم

«آفته العلم النسيان.» آفت علم فراموشي است.

«آفته العلم النسيان و اضاعته ان تحدث به غير اهله.» آفت علم فراموشي است. و دانشي كه به نااهل سپاري تلف مي شود.

 

5- محدوده علم آموزي

«اطلبوا العلم من المهد الي اللحد.» از گهواره تا گور دانش بجوييد.

 

6- دانشمندتر از همه كيست؟

«اعلم الناس من جمع علم الناس الي علمه.» دانشمندتر از همه مردم كسي است كه علم ديگران را به علم خود بيفزايد.

7- مسلمان باید در يكي از گروه هاي چهارگانه زير قرار گيرد:(به دستور پیامبر اعظم)

«اغد عالما و متعلما و مستمعا او محبا و لا تكن الخامسه فتهلك.» دانشمند باش، يا دانش آموز، يا مستمع يا دوستدار علم و پنجمي نباش كه هلاك خواهي شد.

 

8- سحرخيزي در علم آموزي

«اغدوا في طلب العلم فان الغدو بركه و نجاح.» در طلب علم زود خيز باشيد زيرا زود خيزي مايه بركت و كام يابي است.

 

 9- نگهداري علم

«قيدوا العلم بالكتاب.» علم را با نوشتن در بند كنيد.

 

10- بهترين صدقه ها

«افضل الصدقه ان يتعلم المرء المسلم علما ثم يعلمه اخاه المسلم.» بهترين صدقه ها آن است كه مرد مسلمان علمي بياموزد و به برادر مسلمان خود تعليم دهد.

«من الصدقه ان يعلم الرجل العلم فيعمل به و يعلمه» از جمله صدقه اين است كه مرد علم آموزد و بدان عمل كند و تعليم دهد.

«ما تصدق الناس بصدقه افضل من علم ينشر.» هيچ صدقه يي كه مردم دهند، از علمي كه منتشر شود بهتر نيست.

 

11- مصرف علم در كجا؟

«ان الله تعالي يسال العبد عن فضل علمه.» خداوند از بنده [عالم] مي پرسد كه فزوني علم خود را كجا صرف كرده است.

 

12- علم بي سود

«ان علما لا ينتفع منه لكنز لا ينفق منه.» علمي كه از آن سود نبرند مثل گنجي است كه از آن خرج نكنند.

«مثل الذي يتعلم العلم ثم لا يحدث به كمثل الذي يكنز الكنز فلا ينفق منه.» حكايت كسي كه علم آموزد و آن را نقل نكند، چون كسي است كه كنجي دارد و از آن خرج نكند.

« مثل الذي يتعلم الناس الخير و ينسي نفسه مثل الفتيله تضيء لناس و تحرق نفسها.» حكايت آن کس كه به مردم انجام كارهاي خير آموزد و خودش را فراموش كند که چون فتيله يي است كه به مردم روشني دهد و خودش را بسوزاند.

 

13- علم اساس دين اسلام:

«ان لكل شيء دعامه و دعامه هذاالدين الفقه و لفقيه واحد اشد علي الشيطان من الف عابد.» هر چيزي اساسي دارد و اساس اين دين، دانش است و يك عالم براي شيطان از هزار عابد بدتر است.

 

14- سوال از چگونگي به كار گيري از دانسته ها:

«اني لا اخاف عليكم فيما لا تعلمون و لكن انظروا كيف تعلمون فيما تعلمون.» من از آن چه نمي دانيد نگراني ندارم، ولي بايد ديد آن چه را مي دانيد چكونه به كار مي بنديد.

 

15- علم مايه آرامش و وقار است

 

«تعلموا العلم و تعلموا للعلم السكينه و الوقار و تواضعوا لما تعلمون منه.» علم بياموزيد و با علم وقار و آرامش آموزيد و نسبت به آموزگار خويش فروتن باشيد.

 

16- اتحاد در كار علم

«تناصحوا في العلم و لا يكتم بعضكم بعضا فان الخيانه في العلم اشد من الخيانه في المال..» در كار علم با هم ديگر باشيد و علم را از يكديگر پوشيده نداريد كه خيانت در علم شديدتر از خيانت در مال است.

 

17- بخشش علم براي دانش آموز

«من حقائق الايمان...بذل العلم للمتعلم.» از حقايق ايمان است... بخشش علم براي دانش آموز.

 

18- همسو بودن خير دنيا و آخرت با علم

«خير الدنيا و الآخره مع العلم و شرالدنيا و الآخره معجهل.» نيكي دنيا و آخرت با علم همسو است و شر دنيا و آخرت با جهل قرين است.

 

19- انتخاب علم باعث مي شود كه ملك و مال هم بدست آيد

«خير سليمان بين المال و الملك و العلم، فاختار العلم فاعطي الملك و المال لاختياره العلم.» سليمان پيامبر را مخير كردند كه از بين سرزمين، مال و علم يكي را انتخاب كند، او علم را انتخاب كرد. به او سرزمين و مال را براي اين كه علم را انتخاب كرده بود، دادند.

 

20- درخواست علم سودمند از خدا

«سلوا الله علما نافعا و تعوذوا بالله من علم لا ينفع.» از خدا علمي سودمند بخواهيد، و از علمي كه سود ندهد بخدا پناه ببريد.

 

21- علم دوست، يار و گم شده مومن

«ضاله المومن العلم كلما قيد حديثا طلب اليه آخر.» گم شده مومن، علم است. هر موقع يكي را فرا گيرد به سراغ مطلوب ديگري مي رود.

«عليك باالعلم فان العلم خليل المومن.» علم بجوييد كه علم يار مومن است.

« العلم الخليل المومن.» علم دوست مومن است

 

22- تفاوت جوياي علم با جاهل

«طالب العلم بين الجهال كالحي بين الاموات.» جوياي علم ميان جاهلان مثل زنده در ميان مردگان است.

 

23- برتري علم از جهاد

«طالب العلم لله افضل عندالله من المجاهد في سبيل الله.» طالب علم خدايي(علومي خدا دوست دارد) هر كه علم براي رضاي خدا جويد، نزد خدا از مجاهد في سبيل الله بهتر است.

24- جوياي علم جوياي رحمت است.

« طالب العلم طالب الرحمه طالب العلم ركن الاسلام و يطلي اجره مع النبيين.» جوياي علم جوياي رحمت است، جوياي علم ركن اسلام است و پاداش او را پيامبران دهند.

 

25- ارزش علم و جستجوي علم

«طلب العلم افضل عندالله من الصلاه و الصيام و الحج و الجهاد في سبيل الله عزوجل.» جستن علم نزد خدا از نماز و روزه و حج و جهاد در راه خدا عزوجل بهتر است.

«طلب العلم ساعه خير من قيام ليله و طلب العلم يوما خير من صيام ثلاثه اشهر.» ساعتي علم جستن بهتر از نماز گزاري يك شب است و روزي علم جستن بهتر از سه ماه روزه داري است.

 

26- علم فقط براي رضاي خدا

«من طلب العلم ليجاري به العلماء او ليماري به السفهاء اويصرف به وجوه الناس اليه ادخله الله النار.» هر كس علم جويد تا بوسيله آن با عالمان همچشمي كند، يا با سفيهان مجادله كند، يا توجه عامه را بسوي خود جلب كند، خدا به جهنم برد

 

27- سپردن علم به نااهل

«واضع العلم عقد غير اهله كمقلد الخنازير الجوهر و اللولوء والذهب.» آن كه علم را پيش نااهلان نهد چنان است كه گوهر و مرواريد و طلا به گردن گرازان آويزد.

«و اضعالعلم عند غير اهله كمقلد الخنازير الجوهر و اللولو و الذهب.» آن كس كه علم به نااهل سپارد چنان است كه گوهر و مرمواريد و طلا به خوگان آويزد.

 

28- علم بي سود

«علم لا ينفع كنز لا ينفق منه» علمي كه سود ندهد گنجي است كه از آن انفاق نكنند.

 

29- علم بهتر از عبادت

«قليل الفقه خير من كثير العباده» اندكي دانش بهتر از عبادت بسيار است.

«العلم افضل من العباده.» علم از عبادت بهتر است.

«نوم علي علم خير من صلات علي جهل.» خواب با علم، بهتر از نماز با جهل است.

 

30- علم ميراث پيامبران

«العلم ميراثي و ميراث الانبياء من قبلي.» علم ميراث من و ميراث پيامبران پيش از من است.

31- راه علم و عالم بي عمل از هم جداست

«العالم و العلم في الجنه فاذا لم يعمل العالم بما يعلم كان العلم و العمل في الجنه و كان العالم في النار.» عالم و علم در بهشتند اگر عالم به علم خويش عمل نكند علم و عمل در بهشتند و عالم در جهنم.

 

32- منع علم روا نيست.

« العلم لا يحل منعه.» منع علم روا نيست.

 

33- پيشوا چه كساني هستند؟

«العلماء قاده و المتقون ساده و مجالستهم زياده.» علما پيشوايان هستند. و پرهيزكاران سرورانند و نشت و برخاست با آن ها مايه افزوني است.

 

34- سوال وسيله استفاده از علم

«العلم خزاين و مفتاحها السوال فسلوا يرحمكم الله فانه يوجر فيه اربعه: السائل و المعلم و المستمع و المحب لهم.» علم گنجينه هاست و كليد آن پرسش است. بپرسيد تا خدا بر شما رحمت آرد كه خدا در كار علم، چهار كس را پاداش مي دهد: پرسنده، معلم(جواب دهنده)، شنونده و كسي كه دوستار ايشان است.

 

35- علم نجات دهنده از فتنه ها

«ان الفتنه تجيء فتنسف العباد نسفا و ينجوا العالم منها بعلمه.» [اگر] فتنه بيايد و بندگان را مغلوب كند، عالم به كمك علم خود، از آن رهايي يابد.

 

36- جستجوي علم، راهي بسوي بهشت

«ما خرج رجل من بيته يطلب علما الاسهل الله له طريقا الي الجنه.» هر كس از خانه خويش به جستجوي علمي برون رود، خدا براي وي راهي بسوي بهشت بكشايد.

 

37- اسلام يعني علم و ايمان

«العلم حياه الاسلام و عماد الايمان و من علم علمت اتم الله له اجره و من تعلم فعمل علمه الله ما لم يعلم.» علم، حيات اسلام و ستون ايمان است و هر كس علمي بياموزد خدا پاداش او را كامل كند، و هر كه تعليم گيرد و عمل كند خدا آن چه نمي داند به او تعليم دهد.

 

38- آموختن در كودكي كاندگارتر است.

« مثل الذي يتعلم العلم في صغره كالنقش علي الحجر و مثل الذي يتعلم العلم في كبره كاالذي يكتب علي الماء.» حكايت كسي كه در گوچكي علم آموزد، چون نقش بر سنك است. حكايت كسي كه در بزرگي علم آموزد، چون كسي است كه بر آب نويسد.

 

39- عواقب شركت در مجادله بدون علم

«من جادل في خصومه بغير علم لم يزل في سخط الله حتي ينزع.» هر كه در منافشه يي بدون علم، مجادله كند، در خشم خدا باشد تا دست بردارد.

 

40- روزي جوينده علم با خداست

«من طلب العلم تكفل الله برزقه.» هر كه علم جويد، خدا عهده دار روزي او شود.

 

41- علم جويي، كفاره گناهان

«من طلب العلم كان كفاره لما مضي.» هر كس علم جويد، كفاره گناهان گذشته وي باشد.

 

42- نتيجه پنهان كردن علم

«من كتم علما عن اهله الجم يوم القيامه لجاما من نار.» هر كس علمي را از اهل آن نهان دارد، روز قيامت لگامي از آتش بر او زنند.

 

43- پاداش عملي كردن علم

«من طلب علما فادركه له كفلان من الاجر و من طلب علما يدركه كتب له كفل من الاجر.» هر كه علمي جويد و بيابد[زمينه انجامش فراهم باشد يا فراهم كند] براي او دو بهره پاداش نويسند، و هر كه علمي بجويد و نيابد [زمينه انجامش فراهم نشود] براي او يك بهره پاداش نويسند.

 

44- تحمل سختي ها براي علم آموزي

«اطلبوا العلم ولو بالصين فان طلب العلم فرضه علي كل مسلم ان الملائكه تضع اجنحتها لطالب العلم رضا لما يطلب.» دانش را بجويد، اگر چه در چين باشد. زيرا طلب علم بر هر مسلماني واجب است و فرشتگان بال خويش را براي طالب علم پهن مي كنند، زيرا از آن چه وي طلب آن است، خشنود هستند.

 

45- پاداش انتشار علم

«ان ممايلحق المومن من عمله محسناته بعد موتهدعلما نشره» از جمله عمال و نيكي هاي مومن كه بعد از مرك به او مي رسد، دانشي است كه منتشر كرده است.

 

46- انواع مردم

«و كفي بالمرء فقها اذا عبدالله و كفي بالمرء جهلا اذا اعجب برايه و انما الناس رجلان مومن و جاهل فلا توذ المومن و لا تجاوز الجاهل.» دانش مرد همين بس كه خدا را پرستد و ناداني مرد همين بس كه دلبسته راي خويش باشد. مردم دو گونه اند: مومن و جاهل. مومن را مآزار، و بر جاهل تعدي مكن.

 

47-كار بي علم

«هر كس بي علم كار كند بيش از آن كه اصلاح كند، فساد خواهد كرد.»

 

عالم

عالم كسي است كه علم دارد. بعضي از عالما به علم خود عمل مي نمايند و بعضي ديگر از عالمان به علم خود عمل نمي نمايند. عالمي از نظر اسلام ارزش دارد كه به علم خود عمل مي نمايد. ارزش عالماني كه به علم خود عمل مي نمايند، در اسلام وصف ناپذير است.

 

عالم از ديدگاه پيامبر اعظم

علامه طباطبايي در سنن النبي در باره برخورد پيامبر اعظم(ص) با اهل علم مي نويسد:«يكي از روش هاي پيامبر(ص) اين بود كه اهل فضل و دانش را همه وقت مي پذيرفت، و به هركس به مقدار دانش و بينش كه در دين داشت، احترام مي گذاشت، بعضي را به يك حاجت، بعضي را به دو حاجت، و بعضي را بيشتر، پيامبر خدا به رسيدگي حوايج اهل فضل مي پرداخت و آن ها را به اصلاح عيوبشان وامي داشت و درباره امت از آنان سو ال كرده و مطالب مهم را برايشان بازگو نموده و مي فرمود: مي بايست كه حضار[آموخته ها را] به گوش افراد غايب برسانند و نياز وحاجت اشخاص كه به من دسترسي ندارند را به من ابلاغ نماييد، و آگاه باشيد هركس كه نياز شخص ناتواني را نزد سلطاني باز گو كند، خداوند نيز قدم هاي او را در روز قيامت محكم و استوار مي سازد.

نزد پيامبر چيزي جز اين مطالب بازگو نمي شد و غير از اين گونه سخنان را از كسي قبول نمي كرد، اهل فضل و دانش براي آموختن علم و درك فيض به محضر رسول خدا شرفياب مي شدند و هنگام پراكنده شدن اندكي از علم آن جناب را دريافت كرده بودند و هنگام بازگشت، هر كدام از آن ها خود به تنهايي راهنماياني بودند.»

وقتي كه به مسايل مربوط به عالم از نگاه پيامبر اعظم(ص) مراجعه مي شود، انسان از حيرت زده مي شود كه چقدر آن بزرگوار به عالم اهميت مي داد. و چه قدر به كليات و جزئيات آن توجه نموده است: به عالم، عالم با عمل و بي عمل، زندگي و مرگ عالم، حق عالم، هم نشيني با علما، پرسش از عالم، دوستدار عالم، نهي از جهل گويي و... كه هر كدام از عناوين زیر مي تواند به مقاله مستقل تبديل شود. در مورد عالم هم فقط متن احادیث نقل می شود، به عنوان نمونه:

 

 

متن احاديث:

 

1- ارزش عالم

ارزش عالم در اسلام وصف ناپذير است. و عالم حقيقي گرسنه دانش است و به دنبال دانش مي رود. پيامبر اعظم(ص) در اين رابطه مي فرمايد:«اجوع الناس طالب العلم و اشبعهم الذي لا يبتغيه» از همه مردم گرسنه تر آن كس است كه در پي دانش مي رود و از همه مردم سيرتر آن كس است كه طالب آن نيست. بقيه مردم را به اين علت سير به حساب آورده، كه به علت جهالت، از گرسنگي خود بي خبر هستند و در پي علم نمي روند.

 

 

2- ارزش عالم به حق

پيامبر اعظم(ص) ارزش فرد «عالم به حق» را بيشتر از «عابد به حق» مي داند. در حديثي مي فرمايند:«اذا اجتمع العالم و العابد علي الصراط، قيل للعابد ادخل الجنه و تنعم بعبادتك وقيل للعالم قف هنا فاشفع لمن احببت فانك لا تشفع لاحد الاشفعت فقام مقام الانبياء» وقتي عالم و عابد بر صراط[حق] حركت كنند، به عابد گويند به بهشت درآي و از عبادت خويش بهرمند شو، و به عالم گويند اين جا بايست و براي هر كه مي خواهي شفاعت كن، زيرا هر كه را شفاعت كني، شفاعت تو پذيرفته خواهد شد. آن گاه عالم در صفي مي ايستد، پيامبران مي ايسنتد . از اين حديث چنين استنباط مي شود كه خير عابد به خودش و خير عالم هم بخود و هم به ديگران مي رسد.

«عالم ينتفع بعلمه خير من الف عابد» عالمي كه ديگران از علم او سود برند از هزار عابد بهتر است.

 

 

3- مقام عالم

مقام عالم آنقدر زياد است كه پيامبر اعظم(ص) به مردم سفارش مي نمايند كه مقدم علما را گرامي بداريد. و عالم ها را وارثان پيامبران معرفي مي نمايند و عزيز شمردن آن ها را عزيز شمردن خدا و پيامبرش مي داند. در حديثي مي فرمايند:«اكرموا العلماء فانهم ورثه الانبياء فمن اكرمهم فقد اكرم الله و رسوله» دانشمندان را گرامي شماريد كه آن ها وارثان پيامبرانند و هر كه آن ها را عزيز دارد، خدا و پيامبرش را عزيز داشته است.

«ركعتان من عالم افضل من سبعين ركعته من غير عالم» دو ركعت نماز عالم بهتر از هفتاد ركعت غير عالم است.

 

4- مسووليت و رسالت علما

«ان الله تعالي تعا في الاميين يوم القيامه مالا يعا في العلما.» خداي تعالي روز قيامت بر بي سوادان چيزهايي را مي بخشد كه بر علما نمي بخشد.

 

«هنگامي كه بدعت هاي خلاف دين در ميان امت من ظاهر شود، بايد صاحبان علم، دانش خود را اظهار داشته، بطلان بدعت ها را روشن سازد و الا گرفتار لعنت خدا خواهد بو. .»

«آموختن علم بر طالبين آن از حقايق ايمان است.»

 

5- عالمان امين خدا هستند

«العلماء امناء الله علي خلقه.» عالمان امين هاي خدا بر خلق او هستند.

 

6- علما وارث پيامبران و چراغ هاي هدايت

«ان العلماء هم ورثه الانبياء ورثوا العم فمن اخذه اخذ بحظ وافر» دانشمندان وارث پيامبرانند و [مردم]دانش را از آن ها به ميراث برده اند، هر كس دانش فرا گيرد سهم فراوان از ميراث پيامبران گرفته است.

«اكرموا العلماء فانهم ورثه الانبياء» دانشمندان را گرامي شماريد كه آن ها وارثان پيامبرانند.

«العلماء مصابيح الارض و خلفاء الانبياء و ورثتي و ورثه الانبياء.» علما چراغ هاي زمين و جانشين پيامبران و وارثان من و وارث پيامبرانند.

 

7- تحقير كننده عالم منافق است.

«ثلاثه يستخف بحقهم الا منافق ذوالشيبه في الاسلام و ذوالعلم و امام مقسط » سه كس را هر كه تحقير كند منافق است، آن كه مويش در اسلام سفيد شده باشد، صاحب علم و پيشواي دادگستر.

 

8- سوال از چه كساني

«سلوا اهل الشرف عن العلم فان كان عند هم علم فاكتبوه فانهم لا يكذبون.» از شريفان كه اهل علم هستند، بپرسيد. اگر علمي نزد ايشان بود بنويسید كه آنها دروغ نمي گويند.

 

9- زبان عالم را جاهل نمي داند.

«ويل للعالم من الجاهل، و ويل للجاهل من العالم.» واي بر عالم از جاهل، و واي بر جاهل از عالم.

 

10- عمل نكردن به آموحته ها

«ويل لمن لا يعلم و ويل لمن علم ثم لا يعمل.» واي بر آن كس كه نداند و واي آن كس كه بداند و عمل نكند.

 

11- عالم عامل و عالم بي عمل

رسول خدا مي فرمايند:«مردم دانشمند دو قسمند:«دانشمندي كه علم خود را بكار بسته و اين[گروه] رستكار است. و دانشمندي كه علمش را كنار گذاشته و اين[گروه] هلاك شده است. همانا دوزخيان از بوي گند عالم بي عمل در اذيتند و ميان دوخيان ندامت و حسرت آن كس سخت تر است كه در دنيا بنده يي را بسوي خدا خوانده، و او پذيرفته و اطاعت خدا كرده و خدا به بهشتش درآورده است و خود دعوت كننده را بسبب عمل نكردن و پيروي هوس و درازي آرزويش به دوزخ در آورده است.»

«اشد الناس عذابا يوم القيامه عالم لم ينفعه علمه» روز قیامت عذاب دانشمندي كه از دانش خود بهره نمي برد، از همه مردم سخت تر است.

 

12- حسرت علما

«اشد الناس حسره يوم القيامه رجل امكنه طلب العلم في الدنيا فلم يطلبه و رجل علم علما فانتفع به من سمعه منه دونه.» دو كس روز قيامت از همه مردم بيشتر حسرت مي خورند، يكي مردي كه در دنيا براي طلب علم فرصت داشته، ولي به جستجوي آن برنخاسته است. يكي ديگر مردي كه علمي به ديگري آموخته و شاگرد وي از آن بهره مند شده ولي او بي بهره مانده است.

 

13- علما آزاد انديش هستند

«رسول خدا فرمود: عالمان تا هنگامي كه وارد دنيا نشده اند، امين پيامبرانند. عرض شد: معني ورودشان در دنيا چيست؟ فرمود: پيروي سلطان، پس چون چنين كنند نسبت به دين تان از ايشان بر حذر باشيد.»

 

14- همنشيني و همدمي با علما

«رسول خدا فرمود: حداريين به عيسي عليه السلام گفتند: يا رسول الله با چه كس بنشينيم. فرمود:با كسي كه ديدارش شما را بياد خدا اندازد، و سخنش دانش شما را زياد كند، و كردارش شما را به آخرت تشويق كند.»

رسول خدا فرمود:«همنشيني با اهل علم شرف دنيا و آخرت است. »

رسول خدا فرمود:«اف بر مردمي كه خود را در هر روز جمعه[حداقل هفته يي يك روز] براي امر دينش[خو را] آماده نكند تا به اين وسيله تجديد عهد كند و از دينش سوال كند. »

 

15- رحم بر عالم

«ارحمواعزيزا ذل و غنيمااغتقر و عالما ضاع بين جهال» بر سه كس رحم كنيد، عزيري كه خوار شده، و ثروتمندي كه فقير گشته و دانشمندي كه ميان جاهلان گمنام مانده.

«ازهد الناس في العالم اهله و جيرانه» كسان و همسايگان دانشمند از همه مردم نسبت به او بي رغبت ترند.

 

 

16- لغزش علما

علم عالم ثابت است(اگر مشغول مطالعه و تحقيق نباشد.)، يا در حال كاهش(اگر فراموشي به سراغش بيايد) و يا در حال افزايش(اگر مشغول مطالعه و تحقيق باشد.) است. چگونه استفاده از علم را ايدئولوژي مكاتب تعيين مي نمايد. اين ايدئولوژي است كه با مشخص كردن بايد ها و نبايدها، اخلاق را مي سازند.

وقتي پيامبر اعظم(ص) مي فرمايد:«اتقوا زله العالم و انتظروا فيئته» از لغزش عالم بترسيد و منتظر بازگشت وي باشيد. منظور لغزش عالم از نظر اخلاقي است. وقتي مقام عالمي به كسي داده مي شود، معلوم مي شود كه علم دارد، اما وقتي سخن از لغزش مي شود، معلوم مي شود كه وي از علم در صراط مستقيم استفاده نكرده است.

«اخذروا زله العالم فان زلته تكبكبه في النار» از لغزش عالم بپرهيزيد كه لغزش او در آتش نگون سازش خواهد كرد.

«زله العالم مضروب بهاالطبل و زله الجاهل يخفيها الجهل.» لغزش عالم بزودي مشهور شود و لغزش نادان را جهل پنهان دارد.

17- عواقب بدون علم فتوا دادن:

«من افتي الناس بغير علم لعنته ملائكه السماء و الارض.»كسي كه بدون علم و دانش براي مردم فتوا دهد، فرشتگان آسمان و زمين او را نفرين مي كنند.

 

18- مرگ علما

«اداجاءالموت بطالب العلم مات و هو شهيد.» وقتي مرگ طالب علم فرا رسد، شهيد مي ميرد.

 

نتيجه گيري

اميدواريم كه در سال پيامبر اعظم شباهت علمی و اخلاقي ما به آن حضرت كه رحمت و اسوه حسنه براي جهانيان است، هر چه بيشتر نزديك تر و شبيه تر باشد.

خداوند ما را از امت صالح آن حضرت عظيم شان قرار دهد و در آخرت نيز به خاطر پيروي راستين، به شفاعت او نايل گرداند.

و اگر جز اين باشد، چگونه مي توانيم در دنيا ادعاي پيروي از او را داشته باشيم و در آخرت چگونه مي توانيم اميد به محشور شدن با وي و قرب جوار او را در بهشت داشته باشيم.

آراستگي به اخلاق والاي اسلامي، با الهام گيري از اوصاف و خلق و خوي پيامبر اعظم(ص) ارزش زيبنده يي است كه نصيب مسلمين مي شود.

والسلام

محمد ابراهيم پاكروان

20/8/85

منابع

 

1- قرآن كريم- سوره احزاب(33) آيه(21)

 

2-طباطبايي علامه سيد محمد حسين- عزيزي عباس- سنن النبي-1385- چاپ هشتم - انتشارات صلات

 

3-اخلاق نبوي- تهيه كننده مركز بررسي و تحقيقات واحد آموزش عقيدتي سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي- ناشر عقيدتي وزرارت جهادسازندگي- چاپ دوم- بهار 1372

 

4- سيد قطب- خامنه اي سيد علي- آينده در قلمرو اسلام- قم-چاپ دوم 1358 – ناشر كاروان-ص22

 

5- عطار داود- مترجم رادمنش سيدمحمد- آشنايي با علوم قرآن- بنياد قرآن- آبان ماه 1360

 

6- اف.جالمرز آلن- زبياكلام دكتر سعيد- چيستي علم- سمت- چاپ سوم 1381

 

7- واسطي شيخ عبدالحميد- راهنماي تدريس براساس نگرش اسلام به علم و علم آموزي- موسسه انتشارات دارالعلم،قم- شركت چاپ قدس قم- چاپ اول1381

 

8- سيلر محمد- مبادي و سير تاريخي مدنيت و علم- تبريز- شركت چاپ نيكنام- چاپ اول- پاييز 79

 

9 - رهبر محمدتقي- پژوهشي در تبليغ- سازمان تبليغات اسلامي- - چاپ اول- تابستان 1371

 

10- پاينده، ابوالقاسم- نهج الفصاحه- 1361- چاپ شانزدهم سازمان انتشارات جاويدان

 

11- محمدبن يعقوب كليني- مصطوي جاج سيدجواد- اصول كافي- چاپخانه حيدي- انتشارات علميه اسلاميه-

 

12- ناظر امين(مجاه فرهنگي، آموزشي و اجتماعي)شماره 26

 

13- حراني ابومحمد-حسن زاده صادق- تحف العقول- قم- 1384- چاپ چهارم- انتشارات آل علي

 

14- مجله علمي علامه- شماره 4- شهريور 1363

 

15- مشكيني،ميرزا علي-آيت الله جنتي- نصايح-زمستان1372- چاپ نهم- موسسه جاپ الهادي قم

................................................................

 

 «نيكو سوال كردن نصف علم است.»

«دريغ داشتن علم، جايز نيست.»

«علما(ي عامل) در ميان خلق، امين خدايند.»

«تحصيل علم، بر هر مسلمان واجب است.»

«هر دانشمندي، شيفته ي علم است.»

«علمي كه سود ندهد، چون گنجي است كه خرج نشود.»

«عالم و طالب علم در خير شريك اند.»

«كسي كه نمي داند نيايد از آموختن شرم كند، كه قيمت هر كس به قدر معلومات اوست.»

متاسفانه در بسياري از زمينه هاي ضروري كار جدي نشده است. مثلا در همين زمنيه علم و عالم.

محمدابراهیم پاکروان 

تاریخ و زمان انتشار: پنج شنبه 18 اسفند 1390
تهیه و تنظیم: شفیق شهید
منبع : محمدابراهیم پاکروان